یاور همیشه مومن!

پر از عشق و احساس

سلام
کاتب دلشدگان - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٧
 
سلام من مشکل دارم می خوام عکس بذارم و هزارتا کار دیگه ولی نمیشه یکی کمک کنه ..... وقتی مطلب جدید می خوام اضافه کنم toolbar نداره کمک کمک کمک کمک
 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
۱۳۸۶
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٦
 

سلام

غصه نخورید مثل اینکه دیگه بهش برخورده می خواد یک کارایی بکنه

بزودی می بینید این وبلاگ دسته گلو!!!!

راستی سال نو هم مبارک

من که از سال جدید تا حالاش راضیم....

شاد باشید


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
کمبود وقت
کاتب دلشدگان - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ دی ۱۳۸٥
 

سلام

می دونید الان یک مشکلی هست و اون این که سرم خیلی شلوغه...

نمی رسم اونچه که می خوام رو انجام بدم

ولی وقتی وقتش برسه .......

حالا منتظر باشید


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
کمبود وقت
کاتب دلشدگان - ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ دی ۱۳۸٥
 

سلام

می دونید الان یک مشکلی هست و اون این که سرم خیلی شلوغه...

نمی رسم اونچه که می خوام رو انجام بدم

ولی وقتی وقتش برسه .......

حالا منتظر باشید


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
بازگشت
کاتب دلشدگان - ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٤ آذر ۱۳۸٥
 

سلام

دیگه کسی به ما سر نمی زنه ؟؟؟؟؟

البته حق دارید.

اشکال نداره منتظر من باشید با یک ........

خوش باشید


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
نوروز ۸۵
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۸٥
 

           نوروز85


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
سال نو۸۵
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ فروردین ۱۳۸٥
 

سال نو مبارک

با آرزوی شروع يه سال پر از موفقيت برای همه شما ...


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
راز جهان
کاتب دلشدگان - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٤
 

راز جهان

گفتمش  راز جهان ؟

گفت به دانایی نیست .

گفتمش دیدن جهان ؟

گفت به بینایی نیست .

گفتمش دیوانه و شیدا شد ام مقصد چیست ؟

گفت بیداری دل .

گفتمش آن دل که رها گشت کجا خواهد رفت ؟

گفت جایی نرود قبله که هر جایی نیست .

گفتمش این همه گویند و سرایند از عشق ؟

گفت غیر از این راهی نیست .

بعد از کمی تفکر . . . .

گفتمش پیر تو ( مولای تو ) کیست ؟

گفت در دشت جنون پیری و مولایی نیست .

گفت غیر از این راهی نیست .

گفت در دفتر ما صبحی و فردایی نیست .

بعد از تاملی دیگر . . . .

گفتمش از نور خدا جلوه حق صحبت کن ؟

گفت جز آیینه چشم تو دریایی نیست .

گفتمش آرامش خود را چه زمان خواهم یافت ؟

گفت آن دم که بدانی که دگر روزی و فردایی نیست .

 


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
ماهيت زندگی
کاتب دلشدگان - ساعت ٩:٤٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٤
 

ماهیت زندگی

 

با صدایی گرفته از باد پرسیدم : دلیل گریه ام چیست ؟

 

و باد بدون توجه به سوالم براه خود ادامه داد .

 

از قطراته باران که بر صورتم می لغزیدند پرسیدم : چرا گریانم ؟

 

باران هم بدون آمیختن با قطراته اشک من

 

بر زمین ریخت  و به جریان آب پیوست .

 

آفتاب با ملایمت خاصی بر صورتم می تابید

 

از او پرسیدم : دلیل اشکم چیست ؟

 

او هم بدون جوابی به من به ابدیت خود پیوست .

 

از پرندگان در حال پرواز پرسیدم :  دلیل اشک من چیست ؟

 

آنها هم بدون توجه به سوالم به دنبال رزق و روزی خود رفتند .

 

به تنهایی در کنار رودخانه نشستم و در افکار خود فرو رفتم .

 

پاسخ به سوال خود را در تمامی طبیعت یافتم

 

زندگی بدون هدفی وجود ندارد .

 

بعضی با موفقیت و بعضی با شکست مواجه می شوند .

 

اشک برای سرنوشتی می ریزیم که بر هیچ کس آشکار نشده .

 

دنبال پاسخی به سوالی هستیم که جواب ندارد

 

و در آخر می گرییم  -  برای نامعلوم

 

غرقه حرکت زیبا و یکنواخت رودخانه بودم که به ناگاه سوال خود را تکرار کردم :

 

چرا گریانم ؟

 

به خاطر اینکه در این زندگی پهناور تنهایی به دنبال حقایقی هستی که بر تو آشکار نیست .

 

از درخت سالمند پرسیدم : آیا همیشه گریان خواهم بود ؟

 

او در جوابم گفت : دلیل بودنت را بیاب و به زندگیت جهتی بده

 

برگی بر صورتم افتاد و اشکانم را پاک کرد

 

برگ را به دست گرفتم و مبهوت طراحی و پیچیدگی آن شدم

 

برگی از یک درخت ، در بازوان باد .

 

شسته شده در زیر باران ، در تماس با گرمای آفتاب

 

و رودخانه در حال حرکت .

 

زندگی به راه خود ادامه می دهد . . .

 

 


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
شکست
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٤
 

گفتند : شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای !!

گفتم : نه ! شکست يعنی من هنوز موفق نشده ام.

                            گفتند : شکست یعنی تو هیچ  کاری نکرده ای !!

                         گفتم : نه ! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام .

گفتند : شکست یعنی تو یک آدم احمق بوده ای !!

گفتم : نه ! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشته ام .

گفتند : شکست یعنی تو دیگر به آن نمی رسی !!

گفتم : نه ! شکست یعنی من باید راه دیگری به سوی هدفم حرکت کنم .

گفتند : شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی !!

گفتم : نه ! شکست یعنی من هنوز کامل نیستم .

گفتند : شکست یعنی ,تو زندگیت را تلف کردی !!

گفتم : نه ! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم .

گفتند : شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی !!

گفتم : نه ! شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم .

و آفرین به این اراده ....

انشالله هميشه در مقابل مشکلات مقاوم باشيد و با مشکل روبرو نشيد.

                                                 خوش باشيد.


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
عاشورا
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸٤
 

تاسوعا و عاشورای حسينی بر همه عزاداران آن بزرگوار تسليت باد.


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
love
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٤
 


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
نوا
کاتب دلشدگان - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٤
 


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
دوازدهمين زنگ
کاتب دلشدگان - ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٤
 

آن گاه که دوازدهمين زنگ

نيمه شب

نواخته می شود‌:

در انتظار پايان شادی هايت نباش

و بدان که هيچ دری به روی تو بسته نخواهد شد.

زيرا در اين قصه ...

خداوند فرشته مهربان توست!!!...


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
باز امدم
کاتب دلشدگان - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٥ بهمن ۱۳۸٤
 

سلام

خوبيد ؟ من که خيلی خوبم خدا را شکر...

خبر داريد که يواش يواش داره محرم ميرسه .......

به هر حال منظورم اين نبود می خوام برم پيشواز همين طوری گفتم اه ه ه ه ....

                                                                                          من برمی گردم


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
خير....
کاتب دلشدگان - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ دی ۱۳۸٤
 

سلام

فقط اومدم بگم سلام

راستش اين روزها سرم خيلی شلوغ ... بله درسته انشالله که خيره...

آخه خير که هست ولی خيلی همه چی قاطی شده

برام دعا کنيد


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
بی قرار
کاتب دلشدگان - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ آذر ۱۳۸٤
 

وقتی با تو و بی تو بی قرارم ،

 

بگو چگونه می شود در کنارم باشی و از من دور؟

 

بگو چگونه ست که با وجود این همه فاصله

 

هنوز کسی را نیافته ام جایگزینت کنم ؟!

 

بگو چگونه است که درد و درمانم تویی؟!

 

گفتی رهایم کن ،

 

اما دریغ !

 

مگر عهد عاشقان شکستنی است ؟!

 


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
عيد فطر
کاتب دلشدگان - ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ۱۳۸٤
 

سلام

بالاخره عيد اومد نه به اين معنی که ماه رمضان بد بوده به خاطر اينکه بالاخره دليلی

برای من هست که تبرک بگم .

                           بازم می گم من رو دعا کنيد انشالله موفق باشيد


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
دو سال
کاتب دلشدگان - ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٤
 

سلام

من بعد از مدت طولانی اومدم

آخه ديگه سرم خيلی شلوغ شده

می دونيد شد دوسال تازه ديگه وقتش رسيده

برام دعا کنيد .........


 
comment ناگفته ها (حرف دل)

 
با من از عشق بگو
کاتب دلشدگان - ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٤
 

با ما از عشق بگو

 

و او سر بر آورد و به مردم نگريست

 

و سکوتی سخت در ميانه افتاد .

 

پس به آوازی عظيم لب به سخن گشود :

 

چون عشق اشارت فرمايد ، قدم به راه نهيد ،

 

گرچه دشواريست و بی زنهار اين طريق .

 

و چون بر شما بال گشايد ، سر فرود آوريد به تسليم ،

 

اگر چه شمشيری تهفته در اين بال ، جراحت زخمی بر جانتان زند .

 

و آن هنگام که با شما سخن گويد ، يقين کنيد کلامش را ،

 

گرچه آوای او رويای شما در هم کوبد و فرو ريزد ، آنچنان که باد شمال ، صلابت باغ را

 

هشدار !! عشق است که بر تخت می نشاند و به صليب می کشاند ، و هم او که سر چشمه

رويش است حرس می کند .

 

هم به فراز آيد بلندای قامتتان را به تمامی و نازک ترين شاخه هايتان را که زير تابش

خورشيد به رقصيد و اهتزار ، با دست های مهربان خويش بنوازد ،

 

و هم به عمق رود تا سخت ترين ريشه هاتان در دل خاک ، و به ارتعاش در آورد از بن .

 

چون ساقه های بافه ی ذرت ، خويشتن به وجود شما احاطه کند سخت  .

 

به خرمن گاه بکويدتان که برهنه شويد .

غربال کند تا از پوسته وارهيد .

به آسياب کشد تا پاکی و زلالی و سپيدی .

و خميری سازد نرم ،

 

پس به قداست آتش خويش سپاردتان ، باشد که نان متبرکی شويد ضيافت پر شکوه خداوند را .

 

عشق را به جز تجلی خود آرمانی نباشد .

 

جبران خليل جبران


 
comment ناگفته ها (حرف دل)